تبليغاتX
tears of love are frozen tears
www.mohsen_westwolf.co.sr

 

بیاد بياور! صداي لبهاي مرا كه در هنگام گفتن نام تو،

 

 طنين ديگري داشت

 
 و صداي قدمهايم را

 

 در زير پنجره ات و كوچه اي كه هنوز عبادتگاه من است!

 

 سكوت را بشكن و با من بگو

 

 آيا هنوز گرانبهاترين سنگ دنيا در سينه تو مي تپد؟

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 4:29  توسط محسن عینی | 

 شب از شبهای مهتابی پر ستاره

رو به آسمون نشسته بودم

 

غمگین و تنها و خسته

 

آواز سخت تنهایی رو می خوندم

 

با نگاه عاشقی و سادگی

 

دونه  دونه ستاره ها رو می شمردم

 

اما یه طوفان سنگین

 

اومد و منو از اونجا برد

 

انداختم توی یه دره

 

به تموم صخره ها پناه آوردم

 

نه ستاره ای بود.. نه شبی... نه مهتابی

 

نا امیدی تمام وجودمو گرفته بود

 

راهی برای فرار دل نبود

 

من تا آخر...تا آخر

 

اونجا تنهای تنها موندم

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 4:11  توسط محسن عینی | 

 

 

 

در گذرگاه زمان 

 خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد

عشق ها می میرند

رنگ ها رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست...

که چه شیرین و چه تلخ

دست ناخورده به جا می ماند.....

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 2:15  توسط محسن عینی |